حتي لازم نيست انسان باشي
تا بر اهميت سياسيت افزوده شود
کافي است نفت باشي يا علوفه يا مواد باز يافتي.
يا حتي ميز مذاکراتي که شکل آن
ماه هاست مورد نزاع است.
پشت کدام ميز بايد درباره زندگي مذاکره کرد
ميزگرد يا مربع
در اين اثنا.
آدم ها گم مي شدند
جانوران مي مردند
خانه ها مي سوختند
و مزارع باير مي شدند.
مثل زمانهاي قديم که کمتر سياسي بودند.
يکي ازتعبيراتي که فوکو به کار برد واژه گفتمان يا Discours است.وي درباره گفتمانهاي غالبي که در هر عصروجود دارد بحث مي کند.
فوکو درباره گفتمان معتقد بود که اين گفتمانها به صورت مبهم در يک زماني به وجود مي آيند و کار ما اين است که در باره اين گفتمانها و چگونگي به وجود آمدن آنها بحث کنيم. تا بعدا بر ضد همين گفتمانها از آنها استفاده کنيم.وي روشهائي نيز براي شناخت هر گفتمان ارائه ميدهد.
چند وقت پيش يک مقاله ائي خواندم درباره سياست که عنوان آن سياست سالاري و زبان بود در اين مقاله به تاثير سياست بر روي زبان و متقابل آن،تاثير زبان بر زندگي بحث کرده بود .
سياست همچون يک گفتمان در عصرما با قوانيني که وضع کرده همه چيز ما را از انتخاب شغل که امري شخصي است تا چگونه فکر کردن و حتي انديشيدن ما را تعيين مي کند.همه ما تحت سلطه سياست قرار داريم هر چيزي که اتفاق مي افتد معاني سياسي آن اول به ذهن ما خطور ميکند تا معاني ديگر، سياست زبان مارو به نفع خودش تغيير داده است.
اين مقاله اشاره ميکند که قبل از اين گفتمان يک گفتمان ديگر مسلط بوده و آن گفتمان اسلام است.براي مثال تفاوتهاي اين دو گفتمان را، ما مي توانيم در تفاوت پيدا کردن در معاني اشعار حافط در گذشته و حال مي توانيم ببينيم.براي مثال حافظ دراشعارش در وصف يار از الفاظي مثل سرو ،لب لعل.،.. استفاده مي کند که آن زمان از اين معاني براي اشاره به يار حقيقي و خدا استفاده ميشود در حالي که اگر در حال حاضر شاعري بخواهد از اين الفاظ استفاده کند معاني که به ذهن خواننده مي رسد کاملا فرق مي کند. و کاملا سياسي خواهد بود.
همين الان هم که اين متن بنده رامي خوانيد ممکن است که يک برداشت سياسي از اين متن در ذهن شما شکل بگيرد.