-خود خواهي اين نيست كه يك نفرآن طوركه دلش مي خواهد زندگي كند؛ اين است كه توقع داشته باشد بقيه آن طوركه او دلش مي خواهد زندگي كنند.
- توي اين دنيا دو تا تراژدي وجود دارد. يكي نرسيدن به آنچه مي خواهي، يكي رسيدن به آن.
- آدم ها اسم اشتباهات بزرگ شان را مي گذارند «تجربه» و بابتش به ديگران فخر مي فروشند.
- وقتي يك نفرعاشق مي شود، شروع مي كند به گول زدن خودش، و وقتي تمامش مي كند، دارد بقيه را گول مي زند.
- سخت كار كردن، پناه گاه آنهايي است كه هيچ كاري براي انجام دادن ندارند.
- در نهايت مد چيست؟ شكلي از زشت بودن، كه آن قدرغير قابل تحمل است كه مجبوريم هر شش ماه يك بارعوضش كنيم.
- آرزوهاي دورو دراز، باعث شدند «دموكراسي» به وجود بيايد. اما دموكراسي يعني چي؟ چماق كشيدن مردم روي مردم،به خاطر مردم.
- وجدان و نامردي دراصل يك چيزهستند.
ـ بچه اي كه مرده به دنيا مي آيد نشانه اين است كه خدا حس طنز دارد.
- پيرها همه چيز را باور كرده اند. ميانسالها به همه چيز شك دارند. جوان هاهمه چيز را مي دانند.