تبليغاتX
نقد اجتماعی - شعری از شیرکو بیکس

 همدلی

 

یک روز غروب

سه نفر در سایه

روی نیمکت پارکی نشسته بودند

یکی کور

یکی کر

یکی لال

کور با چشم کر می دید

کر با گوش لال می شنید

و لال با اشاره می فهمید

همدلی آخرین حکایت آدمی ست

هر سه با هم گلی را بو می کردند          
نوشته شده توسط علی در Mon 26 Mar 2007 |